ابن المقفع ( مترجم : منشي )
310
كليله و دمنه ( فارسي )
كه اين دنياى فريبنده سراسر عيب است ، هنر همين دارد كه مزرعت آخرت است ، در وى تخمي ميتوان افگند كه ريع [ 1 ] آن در عقبى مهنّاتر مىباشد . نهمت [ 2 ] بإحراز مثوبات [ 3 ] و امضاى خيرات مصروف داريد ، و بر مساعدت عالم غدّار تكيه مكنيد ؛ و دل در بقاى ابد بنديد ، و از ثمري تن درستي و زندگاني و جواني خويش بي نصيب مباشيد . قال النّبيّ صلى اللّه عليه : إذا أصبحت فلا تحدّث نفسك بالمساء ، و إذا أمسيت فلا تحدّث نفسك بالصّباح ؛ و خذ من صحّتك لسقمك و من حياتك لموتك ، و من الشّبيبة قبل الكبر ؛ [ 4 ] كه لذّات دنيا چون روشنائي برق و تاريكي ابر بي ثبات و دوام است . در جمله ، دل بر كلبهء عنا وقف كردن و تن در سراى فنا سبيل داشتن از علوّ همّت و كمال حصافت دور افتد . و عاقل از نعيم اين جهاني جز نام نيكو و ذكر باقي نطلبد ، زيرا كه خوشي و راحت و كامراني و نعمت آن روى بزوال و انتقال دارد فأبق لك الذّكر الجميل تدم به * فما بسوى الذّكر الجميل بقاء [ 5 ] اگر سعادت دو جهاني ميخواهيد اين سخن در گوش گذاريد و از براى طعمهء خويش كه حلاوت آن تا حلق است إبطال جانوري روا مداريد و بدانچه بي ايذا [ 6 ] بدست آيد قانع باشيد ، چه آن قدر كه بقاى جثّه و قوام نفس بدان متعلّق است هرگز فرو نماند . قال النّبيّ عليه السلم إنّ روح القدس نفث في روعي أنّ نفسا لن تموت حتّى تستو في رزقها ، ألا فاتّقوا اللّه و أجملوا في الطّلب . [ 7 ] اين مواعظ را بسمع خرد استماع نمائيد و
--> [ 1 ] . ( 2 ) ربع 106 / 2 ح و 125 / 12 ح ديده شود . [ 2 ] . نهمت 16 / 10 ح و 29 / 7 و 91 / 8 و 238 / 4 ح ديده شود . [ 3 ] . ( 2 ) مثوبات 13 / 10 ح و 46 / 10 و 109 / 16 ديده شود . [ 4 ] . ( 5 ) تا ( 7 ) إذا أصبحت . . . چون بامداد كردي سخن مگوى با خود از شبانگاه ، و چون بشب رسيدي حديث مكن با خود از بامداد ، و بگير از تندرستي خويش از براى بيماريت ، و از زندگاني خويش از براى مرگت و از جواني پيش از پيري ( از تندرستي و جواني و زندگي پيش از بيماري و پيري و مرگ و بهره بر گير ) . چنين حديثي در جامع صغير نيافتم . [ 5 ] . ( 11 ) فأبق لك . . . باقي بدار از براى خود ياد نيكو را ، تا بدان پاينده باشي ، كه نيست غير از ياد نيكو را پايندگي و زندگي . [ 6 ] . ( 13 ) إيذا آزار كردن ؛ نيز 206 / 9 و 301 / 4 ديده شود . [ 7 ] . ( 15 ) تا ( 16 ) إنّ روح . . . ؛ بدرستي كه جبرئيل در دميد اندر دل من كه هيچ تني نميرد تا آنگه كه تمام بستاند روزي خويش را ؛ هان ، پس بپرهيزيد از خداى و به نيكوئي طلب كنيد ( روزي خود را ) .